چون خانه روي ز خانه ما
ديدم رخ خوب گلشني را
ديدم شه خوب خوش لقا را
ساقي تو شراب لامکان را
گفتي که گزيده?اي تو بر ما
گستاخ مکن تو ناکسان را
کو مطرب عشق چست دانا
ما را سفري فتاد بي?ما
مشکن دل مرد مشتري را
بيدار کنيد مستيان را
من چو موسي در زمان آتش شوق و لقا
در ميان پرده خون عشق را گلزارها
غمزه عشقت بدان آرد يکي محتاج را
ساقيا در نوش آور شيره عنقود را
ساقيا گردان کن آخر آن شراب صاف را
پرده ديگر مزن جز پرده دلدار ما
با چنين شمشير دولت تو زبون ماني چرا
سکه رخسار ما جز زر مبادا بي?شما
رنج تن دور از تو اي تو راحت جان?هاي ما
درد ما را در جهان درمان مبادا بي?شما
جمله ياران تو سنگند و توي مرجان چرا
دولتي همسايه شد همسايگان را الصلا
دوش من پيغام کردم سوي تو استاره را
عقل دريابد تو را يا عشق يا جان صفا
اي وصالت يک زمان بوده فراقت سال?ها
در صفاي باده بنما ساقيا تو رنگ ما
آخر از هجران به وصلش دررسيدستي دلا
از پي شمس حق و دين ديده گريان ما
خدمت شمس حق و دين يادگارت ساقيا
درد شمس الدين بود سرمايه درمان ما
[23/2/1387- 11:35 ص] مست قطّار
[23/2/1387- 1:7 ص] غزل 30متري2
[23/2/1387- 12:47 ص] غزل30متري1
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 8
کل بازديد :5346
براي عشق تمنا کن ولي خار نشو. براي عشق قبول کن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه کن ولي به کسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشکن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون کسي رو نگير . براي عشق وصال کن ولي فرار نکن . براي عشق زندگي کن ولي عاشقونه زندگي کن
چنگ وچغانه [3]
سک [5]
ازشب تار نسیم سحر آید
شکاریست
عشق لاهوتی وناسوتی [4]
م س گ
قلب
سايه سار بوستان دلستان [3]
مقدم دوست [2]
عشق سحرين سحر
نام: | |
ايميل: | |

















