تو آن ماهي که در پايت تلاطم مي کند دريا
شبي که باتو بودن را تبسم مي کند دريا
نگاهش غرق نور تو سرش سرشارشورتو
چه شور انگيزباچشمت تکلم مي کند دريا
دلش ازغصه مي گيرد هزاران دفعه مي ميرد
همين که درپس ابري تورا گم مي کند دريا
مگر برسينه ساحل نشسته رد پاي تو
که باهرموج برخاکش تيمم مي کند دريا
تو آن ماهي من آن درياکه ازهم دورافتاديم
بگو کي روي ماهت را تبسم مي کند دريا
با چشمانت گريه کن گريه قشنگه گريه سهم دل تنگه گريه هاي جان فدايي مرهم زخمهاي جدايي بنگرتاگريه هايم درياي خون جنبان شود چون درکوهسارها محشرطوفان شود همه دشتها غنچه زار ولاله خيزان شود تويکي غرق نشوي پرنده قلابي باش يا شبيه مرغ آبي باش درتنور آتش فشان عشق نسوزي خود هم آتشي باش مي خواهي عطش انتظار رو بدوني تو هم عطشاني باش دوست داري احساس کني حس غربت يه پرنده مهاجر رو پر گشاي درجزيره ما پرنياني وهجراني باش ميل داري از اقيانوس اشکهايم بهره ببري يه دونه ماهي نهنگي باش دل شير داري از کوه آتش افروز اشتياقم سربزني يعني درقلب آتش گون من يه روزي مهماني باش
زندگي گفت: که آخر چه شد حاصل من؟ عشق فرمود: تا چه گويد اين دل من... عقل ناليد: کجا حل شود اين مشکل من؟ مرگ خنديد: در اين خندة ويرانگر من
[23/2/1387- 11:35 ص] مست قطّار
[23/2/1387- 1:7 ص] غزل 30متري2
[23/2/1387- 12:47 ص] غزل30متري1
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 8
کل بازديد :5346
براي عشق تمنا کن ولي خار نشو. براي عشق قبول کن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه کن ولي به کسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشکن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون کسي رو نگير . براي عشق وصال کن ولي فرار نکن . براي عشق زندگي کن ولي عاشقونه زندگي کن
چنگ وچغانه [3]
سک [5]
ازشب تار نسیم سحر آید
شکاریست
عشق لاهوتی وناسوتی [4]
م س گ
قلب
سايه سار بوستان دلستان [3]
مقدم دوست [2]
عشق سحرين سحر
نام: | |
ايميل: | |

















